پنج شنبه, 29 اسفند 1398 ساعت 09:57

موسی غنی نژاد: دو نوع ناسیونالیسم وجود دارد؛ یک نوع ناسیونالیسم که بر ایجاد دولت-ملت و هویت ملی در چارچوب مدرن کلمه ناظر است و نوع دیگر ناسیونالیسم رمانتیک است که در کنار آن پوپولیسم رشد می‌کند.

موسی غنی نژاد

چیزی که مصدق آن را نمایندگی می‌کرد، بیشتر از نوع دوم بود؛ یعنی یک نوع ناسیونالیسم رمانتیک توأم با پوپولیسم. او اعتقاد داشت همه مشکلات ایرانی‌ها ناشی از خارجی‌هاست. گفتار غالب در نهضت ملی‌شدن و جریان سیاسی نفت، از این نوع بود. شما اگر نهضت ملی را بررسی کنید، می‌بینید گفتار سیاسی‌اش این است که ملت ایران همیشه در معرض توطئه‌های اجنبی قرار داشته و علت عقب‌ماندگی‌کشور ما عمدتا همین مسئله بوده است؛ بنابراین ما باید خودکفا و مستقل شویم. گویا ما هیچ‌گاه مستقل نبوده‌ایم. گویا خودکفاشدن از نظر اقتصادی، چیز مطلوبی است و اینها درمان درد ماست. این گفتارها به نظر من از جنبه نظری نادرست و از جنبه‌های عملی ناممکن بود. همان‌طور که اشاره کردم، ایرانی‌ها در آن زمان به‌هیچ‌وجه توانایی مدیریت صنعت نفت را چه از لحاظ فنی و چه از نظر مدیریتی نداشتند و شعارهایی که مطرح می‌شد، غیرواقع‌بینانه بود. گفتار مصدق مبنی بر این تفکر که خارجی‌ها مقصر اصلی همه عیب‌و‌نقص‌های ما هستند، در واقع رویکردی پوپولیستی؛ اما جذاب برای عامه مردم بود. مصدق گفتار سیاسی‌ای را در کشور ما رواج داد که نتیجه آن از یک‌سو، اجنبی‌ستیزی در سیاست خارجی و از سوی دیگر، اقتصاد دولتی در سیاست داخلی بود که هر دو به زیان مردم ایران تمام شد. به همین دلیل من مخالف آن تکریم و تجلیل از جریان ملی‌کردن صنعت نفت و جبهه ملی هستم.

منبع: https://t.me/ghaninejad_mousa

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید:

1 نظر

  • پیوند نظر پنج شنبه, 29 اسفند 1398 ساعت 14:10 ارسال شده توسط درویش علی کولاییان

    پاسخی به آقای غنی نژاد

    آقای غنی نژاد بیاندیشند و دریابند که بیگانگان (انگلستان ، آمریکا و روسیه ) در جنگ جهانی اول و به دنبال آن در جنگ جهانی دوم در ایران ماچه کردند و چه باقی گذاشتند . در هر دو جنگ بی طرف مانده بودیم اما با این وجود با ما چه کردند ؟ دانش آموز دبیرستانی هم پی خواهد برد که با تاروپود زندگی اجتماعی و سیاسی ما این کشورها به ویژه کشور انگلستان تا چه اندازه پیچیدند. کدام کشور در جهان مشکلی مثل مشکل ما را به دوش کشید؟ مقطع شروع جنگ جهانی اول تا سر انجام جنگ جهانی دوم ، دورانی است که مصدق به آن زمان تعلق دارد . آقای غنی نژاد در سپیده دمان آرام متولد شد ، گویی او هیچ تصور از طوفانی که پیش از تولد او همه جا را در نوردید ، نمی تواند داشته باشد . امید که نیاز نباشد او طوفانی تازه را به چشم خود ببینند تا حقیقت را دریابد !!
    دکتر غنی نژاد هنوز نمی داند نفت و گاز کشور ما هستی متفاوتی در مقایسه با عصر و زمانه مصدق پیدا کرده است . نفت و گاز امروز تا به آن اندازه جدی شده است (به لحاظ حجم تولید و بهایی که پیدا نموده است ) که جای مالیات مردم را گاهی تا حد کمال ، در خزانه و صندوق دولت اشغال کرده و می کند . زمان صدارت دکتر مصدق ، بیلان درآمد های نفتی کشور ، دولت را از مالیات مردم بی نیاز نساخت ، رقم و مقدار درآمد حاصله از آن در این حد نبود وقاصر بود . مصدق در دوران فراوانی استخراج و فوران قیمت و فوران درآمدهای نفتی ، زندگی نکرد . او بحرانی را که معنی آن " گسست پیوند مالی دولت و مردم در ایران " است ندید . او در زمان خودش کاری درست را دنبال کرد .
    متاسفانه حرف و عمل نا درست آقای غنی نژاد و هم قطارانش امروز ، چه در صف اقتصاددانان و چه در صف جامعه شناسان ، بلای بهروزی مردم ما شده است . آن ها همین بس که جایگزینی مالیات مردم با درآمدهای نفت و گاز در ایران را مشاهده کرده اند و خم به ابرو نیاورده برای جلوگیری از فاجعه ( فاجعه گسست مالی دولت و مردم ) تدبیری نیاندیشیده اند . با خونسردی دم فرو بسته اگر کلامی برزبان دارند شماتت دیگران است و به تقلید از استاد مرحوم دکتر حسین مهدوی گاهی اصطلاح رانت نفت را نجوا می کنند . کسی نیست از ایشان بپرسد اطلاق مالیات به درآمدهای شگفت و هنگفت نفت و گاز که نقد محسوب می شوند کدام ایراد را دارد ؟ مالیات انگاری درآمد متعلق به مردم که به صندوق دولت می رود، چه اشکالی دارد به کجای کار ایراد می رساند ؟ مگر نه این که درآمدهای نفت و گاز ایران کاملاً استثنایی و در نیم قرن اخیر مستثنی از درآمدها یی مثل آهن و مس و طلا بوده است ؟
    این مالیه هنگفت و نقد حاصله از منابع استثنایی نفت و گاز ، چرا بخشی از مالیات مردم محسوب نشود تا خانوار ایرانی با قبض و رسید مالیاتی که به تبع آن دریافت می کند ، از آنچه که سالیانه از سرانه اش به صندوق دولت می رود ، آگاه شود و در همه مقاطع خواسته هایش ، یا به اصطلاح مطالباتش از دولت را با آن ارقام مطابقت دهد ؟ کجای این کار ایراد دارد ؟ چرا به مدت نیم قرن حق نظارت عمومی مردم را، با تعریف کهنه و نادرستشان از درآمدهای نفت و گاز و انتساب درآمد غیر مالیاتی به آن ، با بستن چشم مردم در عمل ، از آنان گرفته اند .؟ این آقای محترم و کسانی دیگر مثل او ، در برابر چنین اعتراضی که طولانی مدت از من و امثال من شنیده اند ، چرا سکوت می کنند و چرا هیچ نمی گویند ؟ آقای غنی نژاد ندانستن تاریخ و جزم اندیشی و نداشتن روحیه ابداع و ابتکار و نداشتن تدبیرِ و خردگرایی را تخطئه کنند ، نه شهامت و ملت دوستی و شرافت مرحوم دکتر مصدق را !